تبليغاتX
سفیر مسلمان
کیست که بتواند چکاوک را از خواندن باز دارد

هفته نامه یالثارات الحسین ، در شماره ۴۸۲ خود (مورخه۲۶/۴/۱۳۸۷)، گفتگویی با اینجانب تحت عنوان پشت صحنه حزب کروبی ،به چاپ رساند. علاقمندان به مسائل سیاسی می توانند با خواندن مطلب مذکور بنده را از نقطه نظرات خود بهره مند سازند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 19:2  توسط سفیر  | 

هنوز رویکرد یک سونگرانه شعار توسعه سیاسی دولت موسوم به اصلاحات در اذهان جامعه دانشگاهی هضم نشده بود که سپهر گفتمان دوم خرداد بدلیل حاکمیت نگاه سکولار در آن و همچنین بدلیل فقدان توانایی طیفی از به اصطلاح روشنفکران دینی در بازخوانی دین، شکسته شد و مجموعه ای از فرصت طلبی ها و عقده گشایی ها را در قالب جریانات ورشکسته سیاسی در ساحت دانشگاه ، سبب گردید که همچنان با گذشت 9 سال از حوادث 18 تیر 1378 ، بررسی و مرور ابعاد گوناگونی از این توطئه برای کاووشگران و پژوهشگران انقلاب اسلامی در برگیرنده نکات مهم و حائز اهمیتی می باشد.

حادثه 18 تیر در حالی رقم می خورد که «گری سیك»، مشاور امنیت ملی در دولت های كارتر و ریگان و از مسئولان سازماندگی عناصر ضدانقلاب و تجدیدنظرطلب ایرانی ، در اظهاراتی اعلام كرد: «برای آنها كه خواستار توسعه سیاسی هستند زمان بسیار خطرناك است . در طی دو سال گذشته علی رغم وجود حمایت تبلیغاتی و فیزیكی ، این افراد در نگاه داشتن خود، شجاعت به خرج داده اند و شجاعت آنها در روزهای آینده به نمایش گذاشته خواهد شد.»

همچنین «ایلینا روزلهتین»، عضو جمهوری خواه مجلس نمایندگان آمریكا در جمع مراسم راهپیمایی منافقین در 31 خرداد78 اعلام كرده بود: «تنها راه حل باقیمانده برای تغییر در ایران ، تغییر حكومت مذهبی است . شما هدفی درست ، یعنی سرنگونی حكومت اسلامی را دنبال می كنید.» و «گری هاكرمن» سخنران دیگر این مراسم خاطرنشان كرد: «زمان آن فرا رسیده كه وزارت خارجه آمریكا با حمایت مستقیم از نهضت ملی ایران ، سرنگونی حكومت اسلامی را پیگیری كند.»
جالب آنکه نشریه آمریكایی «میدل ایست اكونومیك دایجست» در هفتم تیر نوشته بود: «بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند كه تابستان امسال شاهد یك آزمون حیاتی قدرت و حتی شاید دور نهایی رویارویی جدی بین جناح محافظه كار و اصلاح گرایان خواهد بود. اصلاح طلبان یك تابستان سیاسی داغ را در پیش روی دارند تا جناح محافظه كار را از میدان مبارزه خارج نمایند.»

رضا حجتي عضو اسبق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ، ضمن يادآوري وقايع شب 18 تيرماه می گوید: «هرگاه تظاهراتي در كوي دانشگاه برگزار مي‌‌شد با تدبير مدير كوي دانشگاه و همكاري نيروي انتظامي پايان مي‌يافت ولي آن شب هنگامي كه تظاهرات آغاز شد تعدادي از دانشجويان از كوي دانشگاه خارج شدند و به خيابان اميرآباد رفتند»

این فعال دانشجویی حاضر در آن سالها با اشاره به همراهي دانشجويان براي خاتمه واقعه كوي دانشگاه می افزاید: « عده‌اي قصد داشتند دانشجويان را از كوي دانشگاه خارج كنند و تمايل به تهاجم و درگيري داشتند و شعارهاي تندي سر مي‌دادند؛ افرادي بودند كه كاسه داغتر از آش شدند كه آنها يا فرصت‌طلب بودند و يا اينكه افراط‌گرا‌هايي بودند كه از حاكميت خارج شدند.»

حجتی ادامه می دهد: « آن زمان نگاهي وجود داشت كه باعث شد تا عده‌اي به اين نتيجه برسند كه بايد با قوه قهريه در برابر تغييرات ايستادگي كرد و از طرفي بخش تندروي اصلا‌ح‌طلبان سعي مي‌كردند كه ماجرا را تشديد كنند.»

علی توکلی که در ایام حادثه کوی دانشگاه از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بود، در ارتباط با نحوه شروع نا آرامی ها در روز شنبه 19 تیرماه و چگونگی سرایت آن به بیرون از دانشگاه چنین نقل می کند: «جریانی مثل حزب ملت و جریان منوچهر محمدی سعی می کردند که دانشجویان را بیرون ببرند. مسابقه فوتبال استقلال-پیروزی هم وجود داشت که می گفتند ساعت پنج از استادیوم می آیند و از این طرف هم جمعیت خشمگین اگر می آمدند در میدان انقلاب به هم پیوند می خورند و خیلی بد می شد...»

در ادامه رویدادهای انجام گرفته راجع به دست داشتن مراکز و موسسات بیگانه و ضدانقلاب در جریانات و حوادث 18 تیر ، می توان به برگزاری کنفرانس برلین اشاره کرد. کنفرانسی که تحت عنوان «ایران بعد از انتخابات» از 19 تا 21 فروردین سال 1379 از سوی بنیاد هاینریش بل در خانه فرهنگ های جهان در برلین برگزار شد و حاوی نکات قابل تاملی است. در روز برگزاری کنفرانس برلین، رالف فوکس عضو هیئت مدیره بنیاد آلمانی در سخنان افتتاحیه اهداف برگزاری این نشست را چنین بیان می کند:
«...انگیزه اصلی این همایش مجموعه ای از رویدادهای کاملا متفاوت است. جنبش های دانشجویی تابسان گذشته در ایران، مسئولان این بنیاد را بر آن داشت تا دگرگونی های سیاسی و اجتماعی ایران را به شکل های مختلف بررسی و ارزیابی کنند.»
عملکرد رسوایی برخی از عناصر خود فروخته جریانات دانشجویی در این میان حائز اهمیت است. بنياد اعانه ملي آمريكا (NED) كه مجله لوموند ديپلماتيك، در ژوئيه 2007، آن را بنيادي آبرومند براي سازمان سيا لقب داده است در تاريخ 16 دسامبر 2007، عناوين بورسهاي تحقيقاتي خود را كه از سال 1995 به جاسوسان آمريكا كه با ظاهري آكادميك در دانشگاههاي مختلف فعال هستند ارائه كرده، منتشر نموده است. در این فهرست منتشر شده در میان ایرانیان وطن فروشی که حاضر به همکاری با این سازمان جاسوسی شده اند دو نام آشنا به چشم می خورد :
۱- علي افشاري- عضو سابق دفتر تحكيم وحدت- داراي بورس تحقيقاتي با عنوان «چالشهاي دمكراتيزاسيون در ايران»- از اكتبر 2006 تا فوريه .2007
۲- منوچهر محمدي- از اغتشاش گران حادثه كوي دانشگاه- داراي بورس تحقيقاتي با عنوان «جنبش دانشجويي در ايران» از فوريه تا مي 2007 
در ایامی که فریب خوردگان و موج سواران جنبش دانشجویی آوای شکستن قداست هر آنچه بر دیانت و شریعت مربوط می شد را می نواختند و پیشتر وابستگی به احزاب را نفی می کردند و از استقلال فکری خود سخن می گفتند، در ظهر تابستانی سال 76 پذیرای دبیر کل گروهک غیر قانونی نهضت آزادی در دانشگاه امیرکبیر بودند و جالب آنکه  همان روز نماز ظهر و عصر را به امامت ابراهیم یزدی خواندند!
خط وابستگی، از احزاب غیر قانونی گرفته تا خارج از مرزها پروژه ای بود که بعدها شفاف تر شد. آن زمان که داعیان و پرچمداران جنبش دانشجویی که روزی از اوین برای هم کیشان خود بیانیه می فرستادند تا در جلسات مختلف خوانده شود، به آمریکا پناه بردند و حقوق بگیر بیگانگان شدند. چنان که امیرعباس فخرآور از متهمان کوی دانشگاه، فردی که اکنون در آمریکا به سر می برد و بعدها در تمجید فعالیت های انجمن امیرکبیر با VOA مصاحبه ها می کرد هم اذعان داشت:« فعالین سیاسی در اینجا به دلایل گوناگون از بودجه دولت آمریکا و یا دولتهای اروپایی حقوق دریافت میکنند و اگر به مردم خدمت میکنند کارشان را باید ستود . مثلا اگر محسن سازگارا از محل کمکهای دولت آمریکا در " واشینگتن اینستیتو " و  VOA حقوق میگیرد و پسرش شهاب سازگارا در رادیو فردا حقوق دولت آمریکا را دریافت میکند ،این بد نمیتواند باشد. همچنین علی افشاری از محل کمکهای دولت آمریکا به موسسه NED ماهیانه ۵۰۰۰ دلار  و از بودجه دولت آمریکا در رسانه دولتی VOA هر هفته ۲۰۰ دلار ، حقوق می گیرد»
اکبر عطری عضو اسبق دفتر تحكيم وحدت در روزنامه آمريكايي وال استريت ژورنال نوشت: «ايالات متحده آمريكا نبايد كمك مالي به جريان دموكراسي خواهي در ايران را قطع كند.»  و ادامه داد:«برای من اهمیتی ندارد، حمایت از دموکراسی در ایران از ناحیه دولتی دموکرات یا جمهوری خواه در آمریکا باشد و یا این کمک از جانب ایالات متحده و یا دولت دیگری ارائه شود. برای من مایه افتخار است که دولت آلمان 15 میلیون یورو برای آموزش روزنامه نگاران ایرانی و کمک به رسانه های مستقل ایرانی اختصاص داده است.»
حادثه كوي دانشگاه از جمله حوادثي است كه ممكن است در هر کشوری نیز رخ دهد، اما آنچه اهميت دارد، اين است كه ايران هر كشوري نيست و مردم آن هم هر مردمي نيستند. بایستی روشن گردد چرا برخي از جريانهاي سياسي داخلی با بحران سازان همنوايي نمودند و در جراید و رسانه های خود در روزگار 18 تیر 78 مدام بر طبل غوغا سالارانه خویش کوبیدند.
واضح است که در آن ایام ، وقايع از دست دانشجويان دلسوز انقلاب و نظام خارج شد و اكنون پس از گذشت 8 سال، ردپای خط دهي قضايا و هدایت فتنه 18 تیر از خارج كشور كاملاً آشكار شده است.
و اما در پايان لازم به ذکر است، حادثه ای که می رفت همه ارزشها و دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران را به سخره گیرد، به ناگاه با دم مسیحایی رهبر فرزانه و دلسوخته انقلاب همچون آب زلال بر آتش بر افروخته شده فرونشست و سرانجام با حضور ميليوني و به ياد ماندني مردم در 23 تير ماه سال 1378 به يك حماسه بزرگ ختم شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 0:25  توسط سفیر  | 

غبار مشکلات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی پیش روی جمهوری اسلامی ایران، هر از چند گاهی افق های انقلاب اسلامی را برای برخی از افراد، گروهها و جریانات سیاسی مات می کند. چند صباحي است در داخل كشور موج نويني از رويكرد به مسائل سياسي بر زبان آنان که دموکراسی و حقوق بشر را به اجاره خود در آورده اند زمزمه مي شود. چهره اي كه هر از گاهي به فراخور حال خويش و هوادارانش پس از پوست اندازي در دوره اي خاص دست به تزريق و تحميل افكار و بست عقايد خود مي زند ، امروز با فراموشي كارنامهء مبهم خويش در ادامه سیاست های سیاه نمایی علیه دولت نهم قلم می زند. رویدادها و حوادثی که در گذر زمان، رخ می دهد و پس از چندی به مسئله ای به نام «تاریخ» تبدیل می شود، اگر همراه با روشنگری و بازکاوی هوشمندانه نباشد، گردی به نام «تحریف» بر تارک تاریخ  می نشاند و در واقع «دستکاری در تاریخ» و «قلب حقیقت به نفع واقعیت!» خواهد بود.

امام راحل (ره) هوشمندانه چنین روزهایی را پیش بینی نمودند و از این روی هشدار دادند: «ما که هنوز در قید حیات هستیم و مسائل جاری ایران را که در پیش چشم همه ما به روشنی اتفاق افتاده است، دنبال می کنیم، فرصت طلبان و منفعت پیشگان را می بینیم که با قلم و بیان بدون هراس از هرگونه رسوایی، مسائل دینی و نهضت اسلامی را برخلاف واقع جلوه می دهند و به حکم مخالفت با اساس نمی خواهند واقعیت را تصدیق کنند و قدرت اسلام را نمی توانند ببینند، و شکی نیست که این نوشتجات بی اساس به اسم تاریخ در نسل های آینده، آثار بسیار ناگواری دارد. درست آنچه را امروز برای ما روشن و واضح است، برای نسل های آینده مبهم می باشد؛ و تاریخ، روشنگر نسل های آینده است، و امروز قلم های مسموم در صدد تحریف واقعیات هستند، باید نویسندگان امین این قلم ها را بشکنند.» با خواندن نوشتاری تحت عنوان «چند سوال از رئیس جمهور» در روزنامه اعتمادملی مورخه11/4/1387 به نام آقای رسول منتجب نیا (قائم مقام حزب اعتمادملی) ، متحیر ماندم. چرا که ... متن کامل را درقسمت ادامه مطلب مطالعه نمایید.
رسانه های منتشر کننده:
۱- روزنامه ایران (مورخه ۱۳/۴/۱۳۸۷)
۲- پایگاه خبری - تحلیلی رجانیوز
۳- پایگاه خبری - تحلیلی شهاب نیوز
۴- شبکه خبر دانشجو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 2:4  توسط سفیر  | 

کیهان- سخنان مستند همكارمان پيام فضلي نژاد در مدرسه معصوميه (س) قم درباره آبشخور اصلي نظرات انحرافي و اجاره اي دكتر سروش و نشان دادن همخواني كامل اين ديدگاه انحرافي با آنچه كه محافل شناخته شده صهيونيستي پيش از دكتر سروش و در همان زمينه ها مطرح كرده اند، آشفتگي و سراسيمگي برخي از مدعيان اصلاحات را كه نظرات اجاره اي دكتر سروش را وام گرفته بودند (اجاره مضاعف) درپي داشته است. برخي از اين عده كه در مقابل مستندات ارائه شده پاسخي ندارند به عادت معهود زبان و قلم به فحاشي عليه فضلي نژاد گشوده اند و شماري نيز واقعيات غيرقابل انكار را وارونه جلوه داده اند. آنچه درپي مي آيد پاسخ- باز هم مستند- پيام فضلي نژاد به دروغ بافي هاي مدعيان اصلاحات است و از آنجا كه حاوي واقعيت هاي تلخ، اما عبرت آموزي است، چاپ كامل آن را براي اطلاع بيشتر خوانندگان ضروري ديديم.

متن کامل را در قسمت ادامه مطلب مطالعه نمایید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 13:29  توسط سفیر  | 

”حوزه علميه‌ى قم، علاوه بر [امام] خمينى، اشخاصى چون محمد حسين طباطبايى، مرتضى مطهرى، و محمد تقى مصباح يزدى را پرورش داده است كه با تفكر مؤثر خود به مبارزه با چالشى برخاستند كه از سوى غرب متوجه فلسفه اسلامى شده بود. اين كار نبايد اصولاً يك راهبرد انفعالى و عكس العملى در برابر غرب تلقى شود؛ چرا كه مصباح بسيارى از شاگردان خود را براى تحصيل در غرب و جدى گرفتن افكار علمى و منطقى، آنگونه كه در غرب بدان پرداخته مى شود، ترغيب نموده است. همچنين، گرچه بيشتر فعاليتهاى علمى مصباح بر آراء ملاصدرا متمركز بوده، ولى چنين نيست كه نظريات وى را غير منتقدانه بپذيرد. به طور خاص، وى مفهوم هيولاى اولى را كه ملا صدرا آنرا به عنوان قوه‌ى محض براى موجودات تلقى مىكند مورد نقد قرار مىدهد. او اين اصل را كه «قوه‌ى وجود» قبل از خود موجودات وجود داشته باشد زير سؤال مى برد؛ چرا كه جز موجودات، چيز ديگرى وجود ندارد. به علاوه، مصباح معتقد است بسياري از «نسبت» ها ماهيت حقيقى نيستند. براى نمونه، در قلمرو امور ذهنى، ممكن است مفهوم «زير» را به رابطه‌ى ميان يك ميز با كتاب اطلاق كنيم اما اطلاق اين مفهوم كه وابسته به فاعل شناسا (و نتيجه‌ى انتزاع ذهنى) بوده، مستلزم آن نيست كه «زير» در عالم واقع هم واجد ماهيتى باشد.“ (۱)

از فرمايشات حضرت امام خمينى (قدس الله نفسه الزكية) به نقل از آيت الله مسعودى خمينى:
"آقاى مصباح ذوشهادتين است". 

مقام معظم رهبرى:
" بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مى شناسم و به ايشان به عنوان، يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسايل اساسى اسلام ارادت دارم. "

" اگر خداى متعال به نسل كنونى ما، اين توفيق را نداد كه از شخصيت هايى مانند علامه طباطبائى و شهيد مطهرى استفاده كند، اما به لطف خدا اين شخصيت عزيز و عظيم­القدر، خلاء آن عزيزان را در زمان ما پر كرده است. "

" من خدا را شكر و حمد مى­كنم كه نسل جوان ما در سراسر كشور به ايشان (آيت­الله مصباح يزدى) شديداً علاقمند و قدردان است. "

"به نظر من يكى از چيزهايى كه مى تواند خيلى كمك كند به اين قضيه، اين است كه از كتابهاى شهيد مطهرى، از معارفى كه امروز بزرگانى بحمدالله هستند; از قبيل آقاى مصباح و ديگران كه واقعاً مبانى فكرى اسلامى دست اين هاست; از اين ها استفاده كنند. حتى مى شود اين ها را ساده كرد. شما مى توانيد اين كار را بكنيد...".(۲)

«مجموعه‌اى از متفكران، علما، و سابقه‌دارها در امر دين ...عقبه تئوريك نظام هستند و آن را تشكيل مى‌دهند. ... الان ما در حوزه قم علمايى داريم‌، بزرگانى داريم، صاحب‌نظرانى داريم، انديشه‌پردازان يا تئوريسين‌ها و ايدئولوگ‌هايى داريم،... ما شخصيت علمىِ فكرىِ روشنفكرىِ برجسته‌اى مثل آقاى مصباح يزدى را در قم داريم...»(۳)

علامه طباطبايى(قدس سره) (به نقل از حجة الاسلام آقاى شيخ اصغرمرواريد):
"آقاى مصباح از بين شاگردان من مثل انجير مى ماند كه هيچ چيز آن دور ريخته نمى شود"

شهيد مظلوم آيت الله بهشتى:
دوست عزيز و دانشمند محترم ... خيلي زودتر از اين مي خواستم براي شما نامه بنويسم ولى در پى ساعت دنجى بودم كه بتوانم با آقاى مصباح كه « مصباح دوستان »‌است با فكرى فارغ گفتگو كنم و از اينگونه ساعت ها كم بهره برده‌ام.

(۱) دايرة المعارف فلسفه راتلج، نسخه ديجيتالي(CD)، لندن: راتلج (تحت عنوان فلسفه اسلامى مدرن)
(۲) در ديدار با جمعى از نونهالان و نوجوانان حافظ و قارى قرآن كريم5/4/80
(۳) از فرمايشات مقام معظم رهبرى (دام ظله العالي) در ديدار مسؤولان دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم 28/06/1384
(۴) ياران امام به روايت اسناد ساواك ج2 ص 422

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 16:9  توسط سفیر  | 

اگرچه تاريخ نامه و مطالبه از سران سه قوه براي مقابله با مفاسد اقتصادي مربوط به هفت سال پيش است اما اين مطالبه هميشه تاريخ روز دارد و مسئولان قواي سه گانه بايد اين مسئله را جدي بگيرند. 
رهبر معظم انقلاب اسلامي روز چهارشنبه در ديدار رئيس، مسئولان و جمعي از قضات، كاركنان دستگاه قضايي و خانواده هاي شهداي هفتم تير، تلقي عمومي از قوه قضاييه به عنوان پناهگاه مظلومان را نقطه مطلوب و هدف اصلي برشمردند و با اشاره به نقش بسيار مهم و سنگين قوه قضاييه در اجراي عدالت تأكيد كردند: مطالبه هفت سال پيش از سران قوا براي مبارزه جدي و قاطعانه با مفاسد اقتصادي همچنان به روز است.

مقام معظم رهبری تلقي عمومي از قوه قضاييه به عنوان پناهگاه مظلومان را نقطه مطلوب و هدف اصلي برشمردند و با اشاره به نقش بسيار مهم و سنگين قوه قضاييه در اجراي عدالت تاكيد كردند كه مطالبه هفت سال پيش از سران قوا براي مبارزه جدي و قاطعانه با مفاسد اقتصادي همچنان به روز است.
ایشان هدف از اجراي اين سياست ها را رساندن قوه قضاييه به جايگاه شايسته خود در جامعه اسلامي دانستند و خاطرنشان كردند که: اين جايگاه شايسته، همان به وجود آمدن احساس عمومي مبني بر مامن بودن قوه قضاييه و اجراي عدالت در اين قوه است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي، ارزيابي مستمر در خصوص ميزان حركت و پيشرفت به سوي نقطه مطلوب را يكي از اولويت هاي مهم برشمردند و تاكيد كردند: بايد دائما بررسي شود كه چه ميزان از اهداف سياست هاي كلي قوه قضاييه تحقق يافته است و اين بررسي مستمر بايد شاخص و معيار حركت باشد.
حضرت آيت الله خامنه اي تلاش پيگير براي كاهش مدت زمان دادرسي ها را از ديگر اولويت هاي قوه قضاييه ايشان در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اهميت مقابله قواي سه گانه با مفاسد اقتصادي و خشكاندن ريشه آن خاطرنشان كردند: مفاسد اقتصادي علاوه بر اينكه مانع از سرمايه گذاري سالم اقتصادي در جامعه مي شود، زمينه ساز رواج مفاسد فرهنگي و اخلاقي نيز خواهد بود.
موضوع مرتبط :
فرمان هشت ماده‌اي رهبری درباره مبارزه با مفاسد اقتصادي

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 0:32  توسط سفیر  | 

در روزی که بانوی ارزنده ای چون فاطمه زهرا (س) به اسلام و بشریت هدیه شد، کودکی در خمین به دنیا آمد که او را روح الله نام نهادند. او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود که نسل در نسل در کار هـدایـت  مردم و کسب مـعارف الهى کـوشیـده انـد.
امام خمینی(ره) با انقلاب تاریخی،  اسلامی و مردمی خود نشان داد فرزند خلف فاطمه مرضیه (س) است بانویی که جان خویش را برای حفاظت از حریم ولایت و امامت فدا کرد و تا پای جان بر عهد خویش با خدا ایستاد و ذره ای از پای ننشست. 
آری،برکات ولادت بانوی دو عالم تا ابدیت ادامه دارد و یکی از پربرکت ترین هدایای الهی به این مناسب ولادت امام خمینی (ره) در زاد روز ولادت آن حضرت است و می توان گفت که خمینی هدیه خداوند است به ملت ایران در عید ولادت بانوی نمونه اسلام.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 13:30  توسط سفیر  | 

 

در طي مطالعات روزمره ام، سخنراني پيام فضلي نژاد، مولف كتاب «شواليه هاي ناتوي فرهنگي» در سايت مدرسه معصوميه قم نظرم را جلب كرد. بر اساس شناخت مختصري كه از قلم شفاف و بيان صريح پيام فضلي نژاد داشتم راغب شدم تا مطلب مندرج از وي را به طور كامل و عميق مطالعه كنم كه وي در اين سخنراني به مسائل جدي و مهمي اشاره كرده بوده كه بي شك تامل برانگيز به نظر مي رسيد.

شیوه برخورد و ادبیات بکار گرفته شده در برابر اظهارات یک پژوهشگر منتقد، اینجانب را بر آن داشت که مطالبی از سر احساس مسئولیتم نسبت به مسائل پیرامونی و همچنین بعنوان فردی که سابقا عضو شورای مرکزی شاخه دانشجویی یک حزب اصلاح طلب بودم بنگارم تا قدری ذهن کسانی را که به دروغ شعار  «دانستن حق مردم است» را می سرایند خسته کنم.

 

این پژوهشگر جوان در ارتباط با عملکرد سیاسی سید محمد خاتمی(رئیس جمهور سابق) مطالبی را مطرح نموده و همچنین به بررسی و نقد آرا و اندیشه عبدالکریم سروش پرداخته بود که ظاهرا این نقد و بررسی پژوهش محورانه به مذاق سیاست بازان مستقر در اردوگاه اصلاح طلبان خوش نیامد و بجای آنکه به ارائه یک ‹پاسخ منطقی در جواب نقد› بپردازند، طی روزهای گذشته این پژوهشگر توانمند را که روزگاری همچون بنده اسیر دیکتاتوری حزبی و گروهی این جماعت به اصطلاح اصلاح طلب بود را میهمان تخریب رسانه ای خود ساختند و با تعابیری آلوده به تهدید و ناسزا شروع به بمباران تبلیغاتی نمودند. عجبا از این خلایق که مدتی است مفاهیمی چون آزادی اندیشه و دموکراسی و... را به اجاره خود در آورده اند.

به عنوان نمونه محمدعلی ابطحی(مدیر دفتر رئیس جمهور سابق، آقای خاتمی) در تاریخ 21/3/1387 از سر شتابزدگی در قامت یک قیم نظام قرار گرفته و می نویسد:

((... برای یک فرد تواب (اشاره به پیام فضلی نژاد) البته فرقی نمی کند به چه کسی و از چه جناحی دروغ ببندد زیرا هر طرف که خراب شود سود دشمنان کشور تضمین می شود ولی آیا دادستان و مقامات قضائی می دانند اگر در مورد نسبت دادن چنین اتهامات دروغی به کسی که رئیس جمهور کشور بوده بی توجه باشند، چه آینده ای برای همه رقم خواهد خورد...))

همچنین سایت معلوم الحال "انتخاب" وابسته به جریان دوم خرداد در همان تاریخ به استفاده از ادبیات مغایر با اصول حرفه ای کار رسانه ای همت می گمارد و ضمن نسبت دادن سوابق ضد انقلابی و تروریستی به پدر و مادر آقای فضلی نژاد ، ایشان را متهم به سرقت اموال عمومی می کند. سایت مذکور همچنین در ادامه لجن پراکنی هایش عبارت "شب ادراری" و دیگر عبارات سخیف را درباره آقای فضلی نژاد بکار می برد.

نوع برخورد طیف موسوم به اصلاح طلبان با منتقدین خود برای بنده ای که روزگاری از نزدیک شاهد اعمال و رفتارهای خلاف عرف اجتماعی اینان بودم، امری آشناست. اساسا این افراد خودشیفته و خودستا که عمدتا در رسانه ها و مطبوعات جریان دوم خرداد گرد هم آمده اند بدلیل نداشتن تقوای سیاسی در مواجهه با اندیشه ای که آنان را برنتابد دست به ترور شخصیت می زنند. به خاطر دارم در ابتدای تاسیس حزب اعتماد ملی شاخه دانشجویان و جوانان حزب، میزبان برگزاری جلسات آسیب شناسی اصلاحات شد و با دعوت میهمانان صاحب نظر مطالبی مورد طرح و نقد قرارگرفت. در آن جلسات به موضوعاتی چون عبور پنج گانه از اصلاحات توسط افراطیون، خسارات به بار آمده از سوی احزابی چون جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین بر جریان اصلاح طلب، ندانم کاریهای افراطیون اصلاح طلب در ارتباط با شیوده برخورد با آقای هاشمی رفسنجانی و همچنین استفاده ابزاری از دانشگاه و دانشجو توسط دولت اصلاحات ، سخنان فراوانی به میان می آمد. در آن زمان بسیاری از آنان که منافع خود را در خطر می دیدند سریعا خواستار تعطیلی این جلسات بودند و فشارهای بسیاری را به جناب آقای کروبی می آوردند. از این روست که می گویم اینجانب از شیوه برخورد جماعت اصلاح طلب و تجدیدنظر طلب با منتقدینشان به خوبی آشنایم.

در این نوشتار به هیچ عنوان در صدد دفاع فردی از کسی نیستم چراکه انسانهای توانمند نیاز به وکیل مدافع ندارند و بنده اساسا قصد آن ندارم که خود را در قامت یک منجی قرار دهم. اما شیوه برخورد و ادبیات بکار گرفته شده در برابر اظهارات یک پژوهشگر منتقد، اینجانب را بر آن داشت که مطالبی از سر احساس مسئولیتم نسبت به مسائل پیرامونی و همچنین بعنوان فردی که سابقا عضو شورای مرکزی شاخه دانشجویی یک حزب اصلاح طلب بودم بنگارم تا قدری ذهن کسانی را که به دروغ شعار  «دانستن حق مردم است» را می سرایند خسته کنم.

هنوز رویکرد یک سونگرانه شعار توسعه سیاسی دولت موسوم به اصلاحات در اذهان جامعه دانشگاهی هضم نشده بود که سپهر گفتمان دوم خرداد بدلیل حاکمیت نگاه سکولار در آن و همچنین بدلیل فقدان توانایی طیفی از به اصطلاح روشنفکران دینی در بازخوانی دین، شکسته شد و مجموعه ای از فرصت طلبی ها و عقده گشایی ها را در قالب جریانات ورشکسته سیاسی در ساحت دانشگاه ، سبب گردید که همچنان با گذشت 9 سال از حوادث به وقوع پیوسته در عصر حاکمیت اصلاح طلبان بر این کشور ، بررسی و مرور ابعاد گوناگونی از توطئه ها برای کاووشگران و پژوهشگران انقلاب اسلامی در برگیرنده نکات مهم و حائز اهمیتی می باشد.

جوانان و دانشجویان سرزمینم هنوز ادبیات رایج در سالیان ابتدایی تاسیس دولت اصلاحات را که در مطبوعات تحت امر داعیه داران اصلاح طلبی، حاکم بود را از یاد نبرده اند.

در آن سالها روزنامه صبح امروز با مدیر مسئولی سعید حجاریان ، در نخستین روز توقیف روزنامه سلام نوشت: «باید به یاد داشته باشیم كه بازی دموكراسی ، اگرچه بازی نامیده می شود، ولی اگر قواعد آن را پذیرفتیم ، دیگر بازی نیست.» ظاهرا این جماعتی که امروز ناجوانمردانه بر علیه یک جوان سر سپرده دیروزی اصلاح طلبان می تازند و دستگاه قضایی را به پیگیری سخنانش رهنمون می شوند این توصیه مراد خود را از یاد برده اند! آیا براستی تجدیدنظرطلبان همچنان به این شعار تهدید آمیز خود معتقدند که: «ورود به قلعه چپ گرایان یك ریسك خطرناك برای محافظه كاران به شمار می آید؟!»

آن دسته از اهالی اردوگاه اصلاح طلبان که گویا اخیرا درد انقلاب و نظام پیدا کرده اند و در قامت یک وکیل مدافع و مدعی العموم در رسانه های خود، نقد شخصیت سید محمد خاتمی را به مثابه تخریب حاکمیت قلمداد نموده اند، زیبنده است که بر پرسشهای طرح شده از سوی اینجانب پاسخ شفاف و صادقانه ای ارائه دهند. البته اگر پاسخی داشته باشند!

1- توهین به رئیس جمهوری ایران اسلامی از سوی هیچ فرد و گروهی مورد پذیرش و مقبول نیست.

اما روزگاری که آیت ا... هاشمی رفسنجانی از سوی تئورسین های شما به اصطلاح اصلاحاتیون مورد بدترین دشنام ها و تهمت ها قرار می گرفت کجا بودید؟ آیا انتظار دارید این حمایت شما از جناب سید محمد خاتمی را که چون روزی رئیس جمهور ایران بود ، و امروز مورد نقد قرار گرفته است به حساب دغدغه مندی شما نسبت به منافع ملی بگذاریم؟ اصلا در کدامین قاموس چنین  نوشته اند که نقد یک رئیس جمهور همسنگ نقد یک نظام است؟ شما که دانستن را حق مردم می دانستید، پس چه شد؟ آیا این شعار بزک شده فقط کارکرد انتخاباتی دارد؟ شما که ایران را برای همه ایرانیان می دانستید، پس چه شد؟ آیا این است آن دموکراسی اصلاح طلبان؟ اینکه مصداق«دموکراسی یعنی من» را به اذهان تداعی می کند!

2- حادثه 18 تیر 1378 در حالی رقم خورد که «گری سیك»، مشاور امنیت ملی در دولت های كارتر و ریگان و از مسئولان سازماندگی عناصر ضدانقلاب و تجدیدنظرطلب ایرانی ، در اظهاراتی اعلام كرد: «برای آنها كه خواستار توسعه سیاسی هستند زمان بسیار خطرناك است . در طی دو سال گذشته علی رغم وجود حمایت تبلیغاتی و فیزیكی ، این افراد در نگاه داشتن خود، شجاعت به خرج داده اند و شجاعت آنها در روزهای آینده به نمایش گذاشته خواهد شد.»

و همچنین «ایلینا روزلهتین»، عضو جمهوری خواه مجلس نمایندگان آمریكا در جمع مراسم راهپیمایی منافقین در 31 خرداد1378 اعلام كرده بود: «تنها راه حل باقیمانده برای تغییر در ایران ، تغییر حكومت مذهبی است . شما هدفی درست ، یعنی سرنگونی حكومت اسلامی را دنبال می كنید.» و «گری هاكرمن» سخنران دیگر این مراسم خاطرنشان كرد: «زمان آن فرا رسیده كه وزارت خارجه آمریكا با حمایت مستقیم از نهضت ملی ایران ، سرنگونی حكومت اسلامی را پیگیری كند.»

جالب آنکه نشریه آمریكایی «میدل ایست اكونومیك دایجست» در هفتم تیر نوشته بود: «بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند كه تابستان امسال شاهد یك آزمون حیاتی قدرت و حتی شاید دور نهایی رویارویی جدی بین جناح محافظه كار و اصلاح گرایان خواهد بود. اصلاح طلبان یك تابستان سیاسی داغ را در پیش روی دارند تا جناح محافظه كار را از میدان مبارزه خارج نمایند.»

اهالی طیف موسوم به اصلاح طلب ! شما که آن زمان هر کدامتان بعنوان یک مسئول در دولت اصلاحات تکیه زده بودید و از بیت المال مسلمین برای گذران امورات روزمره تان فیض می بردید و همواره خود را بعنوان یک چهره دوستار نسل جوان معرفی می نمودید، بهتر است بگویید که در ایام 18 تیر78 چرا شما و دوستانتان در پاسخ به یاوه های دشمنان قسم خورده ایران اسلامی سکوت اختیار کردید؟ و سبب تحمیل هزینه های خسارت باری به جنبش دانشجویی کشور شدید؟

3- شمایی که مدام از خطر تحریف خط امام(ره) و آرمانهای انقلاب داد سخن بر می آورید چرا هیچگاه در برابر سخنان کسانی که از سوی اردوگاه اصلاح طلبان ماموریت نقد اندیشه امام عزیزمان را یافته بودند فریاد نزدید؟ چرا آن زمان که نویسنده شهیر عصر موسوم به اصلاحات در گفتگو با نشریه تاگس اشپیگل لاف زد که: «خمینی به موزه تاریخ سپرده خواهد شد» سکوت اختیار کردید و بر نیاشفتید؟! و چرا در برابر تحصن ارتجاعی جمعی از نمایندگان در مجلس ششم که بنای آن داشتند که در برابر مقامات عالیرتبه نظام ایستادگی کنند و در پاسخ به رنج های مردمانی که غرق در مشکلات اقتصادی بودند، روزه دروغین سیاسی به ارمغان آوردند داد سخن سر ندادید؟!

4- به گفته عقلا و برخی بزرگان مجمع روحانیون مبارز و همچنین طی اظهارات مکرر دبیرکل حزب اعتماد ملی افراطیون اصلاح طلب عمر دولت اصلاحات را تلف کردند و بزرگترین فرصت برای تحکیم پایه های نظام را به تهدیدی مبدل نمودند.

ای مدعیان دروغین اصلاح گری ! چگونه ممکن است که امروز بر طبل تو خالی خود بکوبید و از کشف جدیدتان بگویید. از چکمه می گویید و از دیکتاتوری چکمه. ای کاش قدری صداقت داشتید و کارنامه ای در خور توجه؛ شاید بیشتر در مورد رفتارتان تأمل می کردیم. اما نه تنها صداقت ندارید بلکه باید گفت که شما و یارانتان بارها دیگران را تهدید به پوشیدن چکمه هایتان نمودید. درست نمی گویم!؟ شمایی که در رویای رسیدن به مردمسالاری به دوستانتان نیز رحم نکردید چگونه خود را مدعی دفاع از مردمسالاری معرفی می کنید؟ لااقل چکمه پوشان به ظن شما و ایثارگران از ظن ما یک بار در طول هشت سال جنگ تحمیلی صداقتشان را در عمل به مردم ثابت کردند و از خاک میهن دفاع کردند و چون شمایی نبودند که هشت سال دولت اصلاحات را ملک طلق خود دانسته و به هر که با شما نبود هر چه دلتان خواست نثار کردید و یک جرعه آب نیز رویش نوش جان نمودید. به یادتان   می آورم که وقتی سخن از استبداد نعلین به میان آمد، شهید بهشتی در پاسخ گفته بود : (( من تعجب می کنم که چطور عده ای این طرف و آن طرف می گویند از این قانون اساسی بوی دیکتاتوری می آید، آن هم ديکتاتوري آخوندها! صداي پاي فاشيسم نعلين مي آيد! اين يک توهين دوجانبه است: هم توهين به روحانيت و هم توهين به ملت... چشممان را باز کنيم و آنچه را در اين جامعه رخ داد(انقلاب اسلامي) را با دقت بنگريم. انصافا مردم ما در مجموع در اين زمينه ها آگاهانه و هوشيارانه عمل کرده اند. مگر با چنين مردمي ممکن است صداي پاي فاشيسم - مي خواهد فاشيسم نعلين باشد، مي خواهد فاشيسم سرنيزه، مي خواهد فاشيسم تاج، فاشيسم عمامه و هر چيز ديگر- بيايد؟)) براستی چه پاسخی برای این مسائل دارید؟

رسانه های منتشر کننده این نامه:

۱- خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا)

۲- خبرگزاری فارس

۳- شبکه خبر دانشجو
۴- شبکه خبری برنا
۵- روزنامه جوان(مورخه ۲۸/۳/۱۳۸۷)

۶- هفته نامه یالثارات الحسین(مورخه۲۹/۳/۱۳۸۷ صفحه ۹)

۷- سایت دپارتمان پژوهش های راهبردی ایران

۸- هفته نامه پرتو سخن(مورخه۵/۴/۱۳۸۷ صفحه۳)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 10:22  توسط سفیر  | 

وزارت خارجه‌ی رژیم اشغال‌گر قدس در روزنگاری که برای سال 1345 منتشر نموده، شش واقعه را حیاتی خوانده است. مخالفت صریح شرکت کوکاکولا با تحریم اسراییل از سوی کشورهای اسلامی یکی از این وقایع است. این شرکت در سال 1356، به پاس سی‌سال پشتیبانی از رژیم صهیونیستی و مقاومت در برابر تحریم مسلمانان از سوی هیات اقتصادی اسراییل مورد تشویق قرار گرفت.کوکاکولا در برابر دریافت 55میلیارد تومان معافیت مالیاتی، یک مجتمع تولیدی در زمین‌های یک روستای فلسطینی ساخته است. این شركت میزبان و پشتیبان مالی اتاق بازرگانی اسراییل و آمریکا در سال 1380 نیز بود. استفاده از مواد سمی و مضر برای کودکان در کشورهای جهان سوم و به‌کارگیری گروه‌های شبه‌نظامی برای برخورد با کارگران معترض در کشورهای آمریکای جنوبی، موجب شده که محصولات این شرکت از سوی برخی از نهادهای مدنی جهانی تحریم شود.

به منظور آشنایی مختصر با برخی از شرکت های حامی رژیم صهیونیستی به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 10:47  توسط سفیر  | 

بازخواني شخصيت امام(ره) همواره براي معصوم‌سازي و يا مطلق‌سازي و يا شخص‌پرستي نسبت به ايشان نيست؛ بلكه امام (ره) به مفهوم مكتب انقلاب است.

به قول استاد رحيم‌پورازغدي: با پرهيز از افراط و تكه‌برداري و دوري از برخورد ابزاري و گزينشي در مكتوبات امام(ره) مي‌توان خميني‌شناسي را يك روش مطلوب و مناسب براي اسلام‌شناسي خواند.

در نوع مواجهه با مردان بزرگ بعد از رفتن‌شان، به طور معمول، افراط‌هايي صورت مي‌گيرد كه ما بايد توجه داشته باشيم كه درگير اين افراط و تفريط‌ها نشويم.

لذا تاكيد مقام معظم رهبری بر بازخواني امام(ره) از اين روست كه ما به يك خميني‌شناسي براي سرعت بخشيدن و جهت صحيح دادن به انقلاب نياز داريم. به امید شناخت هر چه بیشتر راه و اندیشه تابناک امام عزیزمان.

به نوبه خود ایام شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) و همچنین سالگرد ارتحال جانسوز امام خمینی(ره) و شهدای پانزده خرداد را بر همه عاشقان راه امامت و ولایت تسلیت عرض می نمایم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 0:30  توسط سفیر  | 

هفته نامه شهروند امروز در شماره اخیرخود با تحريف آشكار واقعيت هاي تاريخي، باند مخوف و جنايتكار مهدي هاشمي را آموزگار «راه مبارزه(!) به آزاديخواهان و انقلابيون» خواند!
شهروند امروز با انتشار مقاله اي تحت عنوان «از انقلاب اسلامي تا تشكيل نهضت هاي آزاديبخش» به قلم مصطفي ايزدي كه در سوابقش هواداري از باند مهدي هاشمي به چشم مي خورد- در مورد جريان خودسر و جنايتكار نفوذي در سپاه با سركردگي سيدمهدي هاشمي چنين نوشت: «در بدو تشكيل سپاه پاسداران با مديريت سيدمهدي هاشمي، واحدي به نام واحد نهضت هاي آزاديبخش تشكيل شد و از اين طريق به آزاديخواهان و انقلابيون راه مبارزه مي آموختند.»
شهروند امروز سپس با لحني جانبدارانه و البته تحريف گرانه، سرنوشت شوم تحركات سيدمهدي هاشمي را به معادلات بين المللي جمهوري اسلامي و معادلات سياست داخلي ايران مرتبط كرد و با ابهام آميز خواندن برخورد نظام با اين جريان خودسر و مخوف ادعا نمود: «فعاليت متوليان «نهضت هاي آزاديبخش» در خارج كشور و در چنبره معادلات بين المللي جمهوري اسلامي ايران، به موانعي برخورد كرد. آن موانع به اضافه يك سري از معادلات داخلي كار را به توقف فعاليت مديريت اين تشكيلات كشاند.

اقدام بی شرمانه هفته نامه شهروند امروز مرا بر آن داشت که به عنوان فردی که روزگاری از نزدیک با مرام و منش این جماعت به اصطلاح اصلاح طلب آشنا بودم، مطلبی به منظور روشنگری در اذهان خوانندگان به ویژه دانشجویان و جوانان عزیز عرضه دارم.
تطهير عملكرد و پرونده سوابق باند جنايتكار و رسواي مهدي هاشمي در شرايطي از سوي تعزیه گردانان موسوم به اصلاح طلب انجام مي شود كه وي طي سال هاي مديريت خود در واحد نهضت هاي آزاديبخش، با دستاويز قراردادن حمايت از انقلابيون و با برخورداري از رانت ارتباط و حمايت آشكار قائم مقام رهبري وقت و برخلاف نظر صريح حضرت امام خميني(ره)، خط فعاليت هاي مسلحانه در خارج از ايران را به بهانه صدور انقلاب دنبال مي كرد كه با برخورد قاطع امام راحل(ره)، اقدامات خودسرانه وي متوقف شد.
اینجانب لازم دیدم با انتشار نامه سید مهدی هاشمی به سید هادی هاشمی که در آخرین لحظات عمرش به رشته تحریر در آمده بود، آن دسته از هم نسلی های خود را با چهره حقیقی این جنایتکار که از سوی یاران جناب محمد قوچانی « آموزگار راه مبارزه(!) به آزاديخواهان و انقلابيون» لقب گرفته است آشنا سازم. در ادامه توجه شما را به گوشه ای از نامه منتشر شده سید مهدی هاشمی خطاب به برادرش جلب می نمایم :
((...شما متاسفانه با همان روحیه خودمحوری و تنگ نظری که داشتی و همه چیز را با معیارهای ناقص خودت می سنجیدی، مسبب بسیاری از فجایعی شدی که عوارض بسیاری را متوجه انقلاب ساخت... امیدوارم که از گذشته توبه کرده باشی ولی در غیر اینصورت بدان که اشتباهات و لغزشهای ما و دوستانمان که تا حدود زیادی به شما بازمی گردد، تداوم خواهد یافت...)) [۱]
مهدی هاشمی در پرونده اعترافات خود در صفحه ۲۴ می نویسد: ((در اثر ضعف تعبد و تدین و فرو رفتن در منجلاب خط و خط بازیها، دید و نگرشم نسبت به همه ارزشهای انقلاب، آمیخته با معادلات سیاسی و خطی شده بود. هر پدیده و حادثه ای را از منطق خط سیاسی می نگریستم، حتی مقام معظم رهبری را)) [۲]
گوشه ای از جرائم باند مخوف مهدي هاشمي عبارتند از: «تلاش در جهت تاسيس و اداره سپاه خودمختار و مستقل لنجان سفلي و تغذيه تداركاتي و تسليحاتي آن و ايجاد درگيري با كميته انقلاب اسلامي محل كه منجر به كشته و زخمي شدن ده ها نفر گرديد، خارج كردن بيش از 280قبضه سلاح و مهمات و اموال بسياري از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و جاسازي و اختفاء آنها، ايجاد شبكه نفوذ در ارگان ها و ادارات مختلف و سرقت اسناد و مدارك طبقه بندي شده و كسب اخبار و اطلاعات، مخالفت و اقدام عليه سياست هاي خارجي جمهوري اسلامي كه منجر به اختلال در روابط و مناسبات خارجي كشور شده است كه عواقب آن كشته شدن صدها نفر بر اثر درگيري هاي نظامي بوده است.»
حال با طرح مطالب مستند فوق بایستی از جناب قوچانی پرسید که دو دانگ خوش رقصی برای جریانات ورشکسته و معاند، به چند؟!

موضوع مرتبط:

تصویر دست خط مهدی هاشمی [۱]
تصویر دست خط مهدی هاشمی [۲]

تصویر نامه تاریخی 6/1/68 حضرت امام(ره) راجع به مخالف بودن معظم له با قائم مقامی منتظری

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:57  توسط سفیر  | 

امروز وجب به وجب خاک غرب و جنوب کشورمان گواه نسلی است که شانه های ستبر خود را در پرتو گفتمان دفاع مقدس در برابر تجاوز بالا آورد و در فضایی آسمانی، سدی از ایمان در برابر تجاوز ایجاد نمود و تومار رویاهای تجزیه بخشهایی از خاک کشور و شکست آرمانهای مردم را در هم پیچید به گونه ای که کلمات قادر به وصف آن  حماسه ها نیستند.
آری براستی چه خوش گفت آن پیر فرزانه مان که «جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد...»

در سال ۱۳۳۴ در قائمشهر در خانواده ای روحانی دیده به جهان گشود. پدرش حضرت آیت الله حاج شیخ حسین صبوری از علمای مبارز سال ۴۲ به بعد و از حامیان جدی نهضت امام خمینی(ره) محسوب می گردید. شهید صبوری با تاسی از برادران مبارز خویش در جریان مبارزات انقلابی دوران طاغوت وارد شد و پس از انقلاب فرهنگی در رشته مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان به ادامه تحصیل پرداخت. وی فعالیت های فرهنگی خود را با قلم زدن در مجلات پیام انقلاب و امید انقلاب سپاه پیگیری نمود. در زمان جنگ با عضویت در سپاه پس از گذراندن دوره های آموزشی ویژه در ارتباط با جنگ های هسته ای وارد تیپ ش.م.ر سپاه شد و همچنین مدتی بعنوان نیروی اطلاعات-عملیات در گزینش نیروها فعالیت می کرد. همزمان با وی دیگر برادرش در خط مقدم جبهه حضوری چشمگیر داشت و به دلیل استنشاق گازهای شیمیایی  سالها پس از وی به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شهید عبدالرحیم صبوری از همرزمان سردار شهید بروجردی بود و سرانجام در منطقه شلمچه در سوم خرداد ۶۷ کام خویش را با شربت شهادت سیراب نمود. هم اکنون از وی دو یادگار گرانقدر به جای مانده است که امروز در جهاد علمی کشور گام در راه پدر می نهند. اینجانب که افتخار دامادی این شهید بزرگوار را دارم ، قرار گرفتن در راه نورانی این اختران همیشه جاوید را از خداوند سبحان خواهانم. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 11:47  توسط سفیر  | 

گفتمان مبتنی بر شفافیت و در عین حال سرشار از حکمت اسوه های معرفت و ایمان، انسان را به ناگاه یاد سادگی و ظرافت کلام پیامبران و امامان هدایت گر بشری می اندازد. شایسته دانشجویان و پژوهشگران انقلاب اسلامی در عصر حاضر اینست که در سال مزین به نوآوری و شکوفایی، با بررسی آرا و اندیشه والای اسوه های ایمان که روزگاری در این سرزمین زیستند و با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا به سوی جایگاه ابدی پر کشیدند، آغازگر گامی نو باشند. بررسی کاووشگرانه نسل حاضر، آنگونه که شایسته است امام خویش را بشناسد، نیازی مبرم و خطیر به نظر می رسد.

بی‌شک انقلاب اسلامی ایران در شمار انقلابهای بزرگ جای دارد، زیرا از یک سو، تغییر در اساس و نوع حکومت را سبب گردید و از سوی دیگر، به تحول در ایدئولوژی و گفتمان غالب و رسمی کشور و خط‌مشی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در ابعاد داخلی و خارجی انجامید. گفتمان دوران مبارزه بر محور «نفی سلطنت» و «تبیین نظریه حکومت اسلامی بر پایه ولایت فقیه» قرار گرفت و با اتخاذ سازکارهایی به عنوان استراتژی مبارزه سیاسی، انقلاب را هدایت نمود و به پیروزی رساند. به خوبی پیداست که «مردمی کردن مبارزه سیاسی، مذهبی نمودن مبارزه، پرهیز از مشی مسلحانه و پرهیز از اختلاف و حفظ اتحاد و انسجام ملی» از جمله روشهای مبارزه در دوران طاغوت بود که در پرتو محبوبیت فراگیر و جایگاه رفیع حضرت امام خمینی (ره) تاثیر بی‌بدیلی در پیروزی انقلاب اسلامی بر جای گذاشت.

غبار مشکلات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی پیش روی جمهوری اسلامی ایران، هر از چند گاهی افق های انقلاب اسلامی را برای برخی از افراد، گروهها و جریانات سیاسی مات می کند. در اینگونه مواقع رجوع به منشورهای انقلاب اسلامی ایران می تواند در روشن کردن مسیر پیش رو بسیار ارزشمند و سودبخش باشد. براستی تاریخ نیز تنها تغییر زمانی و مکانی را رقم می زند، اما وقایع همانند که بودند.

نگارنده این سطور با بضاعت کلامی ناچیز خویش قصد آن دارد با بررسی و طرح چکیده ای از مواضع تابناک بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نگاهی اجمالی به اندیشه شفاف حاکی از روح بلند آن مجاهد نستوه داشته باشد. به امید شناخت بیش از پیش راه و مقصدی که آن پیر جماران برای نسل امروز ایران اسلامی ترسیم نمود ، که شاید ادامه دهندگان اهل و لایقی برای راه امام(ره) بوده باشیم.

 

1- پیام امام خمینی(ره) در تاریخ 29/4/1367 که به بهانه سالگرد قتل عام حجاج بیت ا... الحرام توسط آل سعود در سال 1366 ، منتشر شد را شاید بتوان آخرین دستنوشته مفصل معظم له دانست که حاوی مفاهیم و معارف نهفته و ژرفی است که مطالعه چندین باره آن باز هم ابعاد تازه ای از اندیشه ناب امام راحل(ره) را آشکار می سازد. امام عزیزمان در این پیام چنین آورده اند:
(( متن کامل را در قسمت ادامه مطلب بخوانید))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:31  توسط سفیر  |